اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.
او جانشین همه نداشتن هاست.
نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.

اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

تو تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.




...سلام...بعضیا حال حوصله سلام دادن  ندارن واقعااااکه..سلام بدین واسه خودتون خوبه این خارجیا.اونا که سلام بلد نیستن وقتی بهم میرسن یا اول حرفاشون یه هالو هلو بهم میگن..واااالا

یه چندتا از فرموده های خودم ...
همیشه فکر میکردم...(جدیدا این قدرت تفکر در من شکل گرفته قبلا هم داشتما ولی شکل نگرفته بود)
...............دنیا اونطوری میشه که من میخوام همه تلاشمم کردم .....
.....ولی انگار ما(من) فقط یه بازیچه تو دست این دنیاییم...........
................... نه وقتی داریم برای  زندگی کردن نه زندگی میکنیم .....
........نه به چیزی که میخواییم میرسیم (البته شاید با هزار بدبختی بتونیم برسیم)....
.....فقط و فقط آرزو و دلخوشیمون اینکه به امید روز های خوب به امید لحظه های شاد روز های بدون دغدغه، آرامش،  همش همین ولی این امیدو ارزو و دنیا و شادی همشون دستشون تو یه کاسه اس همشون عروسک گردون ماهر و نویسنده و گارگردان خوبین ماهم بازیگراشونیم.....البته ماهم دست کمی از اونا نداریم....
این وسط یادی هم از شانس بکنیم ...اینم تهیه کننده این جمع هستش که اول باید اون بهتون رو کنه بعد این امیدو دنیا و اینا عروسکتون کنن .....

............................................


یه حسی که همیشه بهم دست میده و من غرق اون میشم اینه که من آخر عاقبتم چی میشه چه کاره میشم چی سرم میاد به خواسته هام میرسم ..بعضی وقتا این قدر فکر میکنم که گریه ام میگیره اینقد خواهش و التماس میکنم که این فکر و خیالا دست از سرم بردارن بهشون ... میگم  . ولی بیشتر میرن رو اعصابم ...
تو مدرسه مون یه مشاور بود یبار بهم گفت بیا بریم تو اتاقم منم رفتم
 ازم چندتا سوال پرسید بعد دید من اصلا بهش اهمیت نمیدمو جواب سوالاشو فقط با بله و نه جواب میدم ولم کرد
 گفت : با خانوادت مشکل داری ؟ گفتم نه
گفت : زیاد با کامپیوتر بازی میکنی یا میری اینترنت؟ گفتم نه
گفت : با دخترا چت میکنی؟ گفتم نه
گفت : دوست دختر داری؟ گفتم نه
گفت: عاشق شدی؟ گفتم نه
گفت : با همکلاسی هات یا با معلم ها مشکل داری ؟ گفتم نه
گفت : پدرت اذیتت میکنه ؟باهاش دعوا میکنی؟ گفتم نه
گفت : تو خونه بهت اهمیت نمیدن ؟ گفتم نه
گفت :  رشته ی درسی که انتخاب کردی دوس نداری؟ گفتم نه
گفت:باشه میتونی بری ....گفتم : خدافظ
....
فکر کردم هیچ کدوم از این سوالها بهش ربطی نداره به خودم مربوطه برای همین به هیچ کدوم جواب ندادم
(از اون موقع بود که دیگه من فکر نکردم تا الان که بالا گفتم قدرت تفکر در من شکل گرفت)

....
اگه اولین پست وبلاگمو خونده باشین اونجا گفته بودم که سال سوم دبیرستان درس نخوندم و افتادم تو همون سال این مشاور مدرسه مون برای اینکه علت افت تحصیلیمو کشف کنه این سوالارو میپرسید


پی نوشت1:همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باشی
               و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری


پی نوشت2:
آرشیو اسم های وبلاگم
1.
...ـکـــمـ...ـنـفـســ....
2. ღᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ❤فـاصله قـلـبـهـا❤ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤღ"
4.سرزمین عجایب
.........................................
...ـکـــمـ...ـنـفـســ.............رای آورد.......
پی نوشت3 :
تو جهنم دیدم بعضیا از انگشت آویزونن
پرسیدم اینا چرا اینجوری هستن

ندا اومد اینا کسایی هستن که پستهای وبتو لایک نکردن