2

MASH mehti پنجشنبه 19 بهمن 1391 06:58 ب.ظ ✉ ()
کم سرمایه ای نیست؛
داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند! ........................................ولی…از آن بهتر داشتن آدمهاییست،که وقتی حالت را میپرسند؛بتوانی بگویی:خوب نیستم…!




واقعا خیلی فراموش کارم 2 روزه دارم فکر
میکنم که 2 روز پیش که این مطلب پایینی رو نوشتم و گفتم شب میام دوباره بنویسم درباره چی میخواستم بنویسم
هرچی فکر میکنم لامثبت یادم نمیاد ...درباره یه چیز باحال بود کلی هم تو ذهنم درباراش چرتو پرت جمع کرده بودم خدا این پدر مادرارو سایشون بالا سر همه باشه  جنگ و دعوا که کار همیشگیشونه منم میکشن وسط بیا داوری کن ببین حق با کیه البته مامانم که میره تو اتاق درو میبنده بابام ول کن نمیشه .میاد قشنگ سیم کامپیوترمو از برق میکشه : پاشو چقد کامپیوتر یه ذره هم فکر خودت باش خونوادت آخه نصیحت کلی سرزنش و اینا منم اعصاب داغون همه چی یادم میره
کامپیترمم داغون میشه منه بدبخت عجب گیری کردما کوچیک بودم مامانم نمیذاشت از در خونه برم بیرون... از پنجره میرفتم ...بزرگ شدیمم نمیذارن از هیچکدوم برم بیرون ...دو دقیقه نشده رفتم بیرون زنگ پشت زنگ بیا کجایی با کیی ...وقتی میای خونه انگار که بچشون نیستی اخه چقد این پدر مادر بی احساس نه درباره اداب معاشرت با فرزندان که تو تلویزیون کارشناسا صحبت میکنن چیزی میدونن که اگه به اندازه من فقط اینارو میدیدن الان برای خودشون دکتر روانشناس شده بودن اونوقت دیگه من غم نداشتم که ...نه یه فیلم اجتماعی میبینن نه چیزی مامانی که از صبح تا شب تو مجلس ختم و عروسی این چیزاس بابا هم که سرشو کرده تو این شبکه های بی بی و وو آ واخبار شبکه های خودمون شبکه های بیگانه  رادیو دیروز و ... نمیدونم این همه اخبار شنیداریو دیداری رو میبینه اینجوری بی اعصابو اخلاقش گند شده!!! شاید...
داشتم چی میگفتم که رسیدم به اینجا .....................آهان فراموش کارم یادم افتاد درباره بازی های رایانه ای ساخت ایران خودمون میخواستم بگم  دوروزه الان یادم افتاد...
فکر کنم دوسال پیش بود .گرشاسب (بازی ایرانی) که یه بازی خوبی بود داستانشم خوب بود ...بعد اون سیاوش رو نصب کردم که بعد از 5 دقیقه حذفش کردم ...دیروز رفتم بیرون بازی بخرم ریوالز رو که خریده بودم و دارم بازی میکنم  هرچن کامپیوترم نمیکشه ولی قابل بازی کردنه ....شتاب در شهر رو هم خریدم نصب کردم  دیگه آغا نپرس اینقد حالم بد شد اعصابم داغون نتونستم دیگه بازی های دیگه رو هم بازی کنم
یکی نیست بگه وقتی نمیتونین بازی درست کنین برای چی اینارو میسازین که من بیام پولمو بریزم دور بعد 10 دقیقه نصب 1 دقیقه حذفش کنم و دی وی دی شم بشکنم  جلدشم بسوزونم ...تا یکم حالم بیاد سرجاش بتونم این nfs  و  بتل فیلدو تام رایدرمو بازی کنم. ...
قرار نیست که یکی بیاد همه چی بلد باشه و همه چی درست کنه ..اگه میتونید یه بازی بسازین که از بازی های خارجی بهتر باشه بسازین اگر نمیتونید نسازین خب!!!
یادم رفت گربه گجری رو هم تمومش کردم هرچند گرافیک و اینا کلا آشغال بود ولی داستانشو فضای بازی جالب بود  ...

خدافظ... بعدا میام  ادامه این پست و مینویسم... فعلا ذهنم خالی شد ...برم موست وانتد دو رو یبار دیگه نصب کنم تمومش کنم  هوس کردم ...


پی نوشت1 : گذاشتــم به دارم بکشنــد . . .بــی گنــاه بـــودم اما ،حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم...

پی نوشت 2:شاید امشب بیام هم ادامه این پست و بنویسم هم یه پست جدید بنویسم ...شایدم از خودم شعر بگم و یه متن فیلسوفانه 
مثال: اینو همین الان فرمودم :  همین امسال که رو به پایان است / شبیه سالی نو رو به آغاز است
به به عجب چیزی شد ایول به خودم  استعدادشو دارم  بذارین شعر نو رو امتحان کنم این بالایی نمیدونم قصیده بود چی بود
شهر نو : امسال، در پایانی طوفانی و پر ابر انگار دلش میگیرد از اتمام ...
البته نمیدونم این شعر نو هم که سرودم دقت کنین  قافیه مانندی داشت ..
اصلا غزل بگم عاشقانه بشه :
غزل : عشق وصال سال رفته / بر سفره سال جدید وصل گشته
به به  ..به به به فووووووووووووف
 از شاعری دستی همی برهانیمو بر گردیم بر حال خود که جمله ای بفرماییم بسی فیلسوفانه .:
فیلسوف بزرگ خودم که بزرگ هستم و حکیم و ...در همین الان هجری شمسی قمری میلادی میفرمایم که : آدم یا انسان ؟؟!! مسئله این است.
البته بهتر بود میفرمودم : آدم یا انسان یا حیوان یا گیاه یا تکسلولی یا جلبک یا امیب و مسئله چیز دیگریست...مسئله این است .دقت کنین
من این همه چرندیات رو برای کی میگم برای شما میگم دیگه بخونین  الان من فکر میکنم که شما میخونین ولی از کجا باید بدونم میخونین خب چون فکر میکنم که میخونین پس حتما میخونین دیگه...
پی نوشت 3 : این دخترا که تو وبشون خاطره نویسی میکنن هرچی شکلک و اینا هست میریزن تو وسط صحبتشون کلی هم رنگارنگش میکنن
منم قصد همین کارو دارم خخخخخخخخخخخخ